دلنوشتهٔ دنیز خلوصی برای عمویش «واحد خلوصی» «خیالت راحت باشد...
واحد خلوصی،
فعال حقوق بشر و دانشجوی محروم از تحصیل بهایی پیشتر به ۵ سال زندان محکوم شده بود.
وی در شهریور ماه۱۳۹۰ توسط ماموران اطلاعات سپاه، بازداشت و پس از حدود یکماه با قرار
وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شده بود.همچنین
در شهریور ماه ۱۳۹۱ این شهروند بهایی به همراه ۲۰ تن از فعالان حقوق بشر به دلیل کمک
به مردم زلزله زده آذربایجان نزدیک به دو ماه در زندان تبریز و اداره اطلاعات این شهر،
بازداشت بود.
وی پس از سومین بازداشت در شهریور ۱۳۹۴ هم اکنون در زندان
رجایی شهر دوران محکومیت خود را میگذراند
روزى میرسد
که حتى پرندگان هم به یک لحظه از آزادىِ انسان غبطه مى خورند.
خیالت
راحت باشد...
روزى میرسد
که نگاه همه ى مردم پر از عشق
مى شود.
خیالت
راحت...
روزهایى
در راهاند که هیچ کس قلم در دست نمیگیرد و به جوهر اشک آغشتهاش نمیکند و دلنوشته
نمى نویسد.
قرار است
فصلها پشت سرهم بى حضورت بروند و در راه خیره شوند به اشک هایى که همیشه بر گونهام
جاریست...
قرار است
پنج سال طورى براى عمویم درد و دل کنم که به کسى بر نخورد...
قرار است
بترسم از شهریور هایى که به من دهن کجى میکنند...
تو حقِ
آزادى را براى من عاشقانه با اعتقادت خواستى... نرفتى و ماندى، ماندنت گواه اعتقادت
شد؛
ماندى
براى حقّت، حقّى که یک قلم آن را از تو گرفت و تو خاموش نماندی.
میدانى...
آن قلم که حکم حبس تو را نوشت... فریاد سکوتت شد.
پنج سال
از جوانیت را گرفتند به جرمِ باورت، به جرمِ اعتقادت، به جرمِ صداقتت و به جرمِ عشق
والایت...!
مینویسم
تا همه بدانند واحدِ قهرمان من، با حبس، قرار دادى پنج ساله بست، قرار دادى که قرارِ
دلم را گرفت اما هیچ چیز جلوى قرار او با حق را نمیتواند بگیرد.
آرى قهرمان
قصه زندگى من....
مى دانم
سقف هاى تیره ى آنجا به آسمان روشن اینجا مى ارزد؛ چون براى باورت در آنجا روزگار مى
گذرانى. گرچه فرقى نمیکند در کدام سمت میلهها باشى وقتى زیباترین باورها را جرم
مى نامند...!»
و بقول
حضرت حافظ:
«حریم عشق را درگه بسى بالاتر از عقل است
کسى آن
آستان بوسد که جان در آستین دارد»
دنیز
دی ماه
۹۴
خبرهاي ما را در كانال «صداي دانشگاهيان ايران ، بر روي تلگرام
دنبال كنيد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر