بررسی فرصتها و تهدیدهای سونامی ثبت نام آزمون دکتری؛
سراب اشتغال برای دانشجویان دکتری
ثبتنام 117 هزارو 817 داوطلب در آزمون دکتری 95»؛ این خبری بود که تا زمان
نگارش این گزارش، از سوی مسئولان سازمان سنجش منتشر شده بود، آماری که طبق پیشبینی
ها و با توجه به تمدید چندباره به نظر میرسد تا مرز 250 هزار نفر برسد.
از اوایل دهه 80 «تب» درس خواندن و موج مدرک گرایی در بین ایرانیان
بسیار داغ شده است؛ سیاست های آموزشی وزارت علوم وقت و فضای روانی که در بین
خانواده های ایرانی در فرستادن فرزندان خود به دانشگاه برای ابراز یک «ژست» برتری
نسبت به دیگر خانواده ها، باعث شد که به سرعت، دانشگاه رفتن و دانشجو شدن به عنوان
یک اولویت اصلی در «سبد» خانواده ها قرار گیرد.
در همان زمان کمتر کارشناسی پیش بینی می کرد که «سیل» رفتن به دانشگاه در
زمانی حدود 10 سال، این مسئله به عنوان یک بحران نه تنها آموزشی بلکه فرهنگی،
سیاسی و اجتماعی تبدیل کند.
این مسئله آنجایی جدی تر شد که علاقه یا «اجبار» برای تحصیل در دوره ارشد و
دکتری به دلایل مختلف در بین دانشجویان بیشتر شد؛ وعدههای توخالی برای آینده بهتر
با مدرک بالاتر، افزایش صندلی های دانشگاه، فرار از خدمت سربازی و نداشتن هدف برای
حضور و نقش آفرینی در بازار کار، گوشه ای از دلایلی است که این روزها دانشجویان را
به ادامه تحصیل راغب کرده است.
طبق آماری که اخیرا منتشر شده است، تعداد دانشجویان در حال تحصیل در مقطع
کارشناسی ارشد ۵۸۰ هزار نفر، (شامل؛ علوم
انسانی: ۲۹۴ هزارو ۲۰۳ نفر. علوم پایه: ۶۶ هزار و ۱۵۸. پزشکی: ۱۶ هزار و ۲۱۷. فنی و مهندسی: ۱۳۳ هزار و ۷۶۹. کشاورزی و دامپزشکی: ۴۳ هزار و ۶۴۱. هنر: ۲۶ هزار و 12 نفر.) و در
دکترای تخصصی مجموع دانشجویان در حال تحصیل۷۳ هزار و ۴۳۷ نفر (شامل؛ علوم انسانی: ۲۰ هزار و ۷۰۱ نفر. علوم
پایه: ۱۲ هزار و ۳۲. پزشکی: ۱۸ هزار و ۹۴۵. فنی و مهندسی: ۱۳ هزار و ۱۱۶. کشاورزی و دامپزشکی: ۷ هزار و ۶۵۹. هنر:۹۸۴ نفر) مشغول به تحصیلی
هستند، که این آمار به معنی است که در آینده بسیار نزدیک، حدود ۵۸۰ هزار نفر با مدرک فوق لیسانس و ۷۳ هزار نفر با مدرک دکترای تخصصی به جمع فارغالتحصیلان دانشگاهی
جویای کار اضافه میشوند.
اما سوالی که اینجا مطرح می شود این است که بازار کار ایران که این روزها
آمارهای وحشتناکی از بیکاری جوانان حکایت دارد، می تواند «پذیرای» این سیل فارغ
التحصیلان باشد.
طبق آمارهای «رسمی» اعلام شده، حدود 6هزار نفر با مدرک دکترای تخصصی
(phd) در سطح کشور بیکار هستند و این تعداد هر ساله به آن اضافه می
شود؛ البته این مسئله در مقاطع پایین تر «وحشتناک تر» است؛ طبق گزارش جدید مرکز
آمار ایران از نتایج آمار نیروی کار در تابستان 94، بالاترین نرخ بیکاری جوانان
زیر 30 سال که اکثر آنها تحصیل کرده هستند، هم اکنون به 48.7 درصد رسیده و این نرخ
در مورد زنان 85.9 درصد شده است.
بیکاری در استانهای مختلف حاکی از وضعیت بحرانی است بهگونهای که نرخ
بیکاری جوانان 15 تا 24ساله در استان کهگیلویه و بویراحمد در تابستان 94 به 48.7
درصد و در مورد جوانان 15 تا 29ساله در کرمانشاه به 47.4 درصد رسیده است.
نرخ بیکاری تابستان امسال با رشد 1.4درصدی در مقایسه با تابستان سال گذشته به
10.9 درصد رسید. نرخ بیکاری مردان به 8.9 درصد و در زنان به 19.9 درصد رسیده است.
همچنین نرخ بیکاری تابستان 94 در شهرها 12.2 درصد و روستاها 7.4 درصد شده
است. بیشترین نرخ بیکاری در گروه سنی 24ــ20ساله با 27.8 درصد بوده است و در این
گروه سنی نرخ بیکاری مردان 22.8 درصد و زنان 49.3 درصد گزارش شده است.
جالب اینجا است که بیکاری جوانان تحصیل کرده در استان های کرمانشاه یا
مازندان در حالی است که این استان ها با توجه به بافت روستایی خود و داشتن ظرفیت
های کشاورزی و صنعتی بالا، ضرورت نیازی به فارغ التحصیل «مدرک دار» در رشته های
غیر مرتبط ندارد، ولی دیده می شود با وجود بازار کار مرتبط در این شهرها، اما نبود
فارغ التحصیل بومی و مرتبط آمار بیکاری در این شهرها بسیار بالا است.
احمد حسینی کارشناس آموزشی در این باره میگوید: امروز هدف اصلی برای ورود به
دانشگاه ادامه تحصیل و گرفتن مدرک است در حالیکه ادامه تحصیل باید همزمان با ورود
به بازار کار باشد اما در ایران دانشجویان پس از دریافت مدرک لیسانس وقتی نمیتوانند
کاری پیدا کنند بازهم ادامه تحصیل میدهند.
وی میافزاید: شرایط ادامه تحصیل نباید به گونه ای باشد که همه به دنبال
مدیریت یا استادی دانشگاه باشند. دانشگاهها نیز در دامن زدن به روند بیکاری فارغ
التحصیلان دانشگاهی مقصرند چرا که به دلیل عدم برقراری ارتباط بین دانشگاه و بازار
کار، رشتههای مورد نیاز بازار کار شناسایی نمیشود.
حسینی تأکید میکند: نبود تناسب بین بازار کار، نیازهای جامعه و رشتههای
دانشگاهی از دلایل اصلی بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاههاست. مراکز دانشگاهی به
دنبال توسعه تحصیلات تکمیلی هستند بدون اینکه توجه شود به چه رشتههایی و چه تعداد
فارغالتحصیل نیاز است.
روزنامه تفاهم هم در گزارشی درباره همین مسئله می نویسد: آمارها نشان میدهد
از هر دو نفر که به دانشگاه رفتهاند یکی هدفی نداشته و خانهنشین شده، میلیونها
نفر فقط برای مدرک درس خواندهاند و نرخ بیکاری زنان فارغالتحصیل به ۶۵.۵ درصد رسیده است.
بدون شک سیاست های غلط آموزش عالی کشور که جالب است مسئولین تنها با ابراز
تاسف از آن عبور میکند، این بحران را بوجود آورده است؛ البته طی دوسال گذشته گرچه
وزارت علوم اقدام به کاهش ظرفیت های خود در دانشگاه های سراسری کرده است، اما
ورود دانشجویان پولی و بالابردن ظرفیت دانشگاه آزاد در مقاطع ارشد و دکتری باعث
شده است، این کاهش ظرفیت دیده نشود و نتیجه عکس برجای گذارد، جالب اینجا است
که در بعضی از کلاس های دوره دکتری کلاس های 30 نفره تشکیل می شود که مسئله یک زنگ
هشدار جدی می تواند باشد.
به هر حال اعلام لحظه به لحظه افزایش آمار ثبت نام در آزمون دکتری گرچه
در ظاهر برای «اعلام علاقه جوانان ایرانی برای تحصیل» داشته باشد، اما در پشت این
آمار اتفاقاتی دیگر در حال وقوع است.
خبرهاي ما را در كانال «صداي دانشگاهيان ايران ، بر روي تلگرام
دنبال كنيد


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر