۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه

#ايران#باشو-بازی‌گر «باشو» پس از ۳۰ سال کنار جاده زندگی می‌کند


بازی‌گر «باشو» پس از ۳۰ سال کنار جاده زندگی می‌کند
«فیلم باشو غریبه‌ی کوچک» را به یاد دارید؟
فیلمی به کارگردانی و نویسندگی بهرام بیضایی که در سال ۱۳۶۴ ساخته شد اما به مدت ۵ سال اجازه‌ی اکران پیدا نکرد و سرانجام در سال ۱۳۶۹ بر روی پرده رفت.
بازی سوسن تسلیمی در این فیلم را کم‌تر کسی می‌تواند فراموش کرده باشد. سوسن تسلیمی بهدها مجبور به ترک وطن شد و هنرپیشه و هنرمندی که می‌توانست هم‌چنان در سینمای ایران بدرخشد از درخشش در خاک وطن بازماند و سینمای ایران هنرمندی توانا را از دست داد.
سرنوشت یکی دیگر از هنرپیشه‌های این فیلم نیز جالب است؛ عدنان عفراویان.
عدنان عفراویان بازی‌گر کودک فیلم باشو است. سی سال از آن روزهای باشو می‌گذرد و این روزها چهل و چند سالگی باشو است. روزنامه‌ی شرق در گفت‌وگویی با عدنان عفراویان از او در مورد شرایط این‌ روزهایش پرسیده است. عدنان این روزها در اهواز و در کنار جاده و در دکه‌ای سیگار می‌فروشد. عدنان در سال ۱۳۶۴ برای بازی در این فیلم یک دوچرخه و ۴۰ هزار تومان دستمزد گرفته بود در حالی که پرویز پورحسینی می‌گوید برای بازی در آن فیلم ۱۲ هزار تومان دست‌مزد گرفته است.
عدنان می‌گوید که هنوز در اهواز با نام «باشو» شناخته می‌شود و در پاسخ به این پرسش که آیا از این بابت خشنود است یا نه می‌گوید:
«خوشایند هست منتها یک‌سری مشکلاتی هم هست. از اجتماع و دوروبر و حتی مسافران خارجی، وقتی به سمت من می‌آیند و مرا می‌شناسند اذیت می‌شوم. نمی‌خواهم سخت بگیرم یا انتقاد کنم منتها همه فکر می‌کنند «باشو» زندگی فوق‌العاده‌ای دارد اما من دارم زندگی خودم را می‌کنم. در شأن هنر ایران نیست کسی که روزی کار هنری کرده، هیچ پناه و پشتوانه‌ای نداشته باشد یا بیمه نداشته باشد. من هروقت به تهران می‌آیم یا در مصاحبه‌ها شرکت می‌کنم، همیشه سعی کرده‌ام شأن و حرمت‌ها را نگه دارم، ولی این حق من نیست که از حداقل‌ها در زندگی‌ام بی‌بهره باشم.»
او در مورد سرنوشت زندگی‌اش پس از بازی در فیلم «باشو» چنین می‌گوید:
«رها شدم. اعضای خانواده‌ام به‌تدریج فوت شدند و تنها شدم. این‌روزها هم که اهواز به‌قدری گرم و آتش است که از صبح تا شب من نمی‌توانم از خانه بیرون بروم و یک لقمه نان دربیاورم. روزگار، سخت سپری شد و می‌شود.»
عدنان در این گفت‌وگو می‌گوید که نتوانسته است درسش را ادامه بدهد که «اگر قرار بود درسم را ادامه دهم، خرج خانه و زندگی و خانواده‌ام را چه کسی می‌داد؟ اگر من سر پا نمی‌ایستادم و تلاش نمی‌کردم، از کجا هزینه‌ی زندگی‌ام تامین می‌شد؟
او در پاسخ به این پرسش که اگر بتوانید بدون واسطه با آقای بیضایی سخن بگوئید چه می‌گوئید چنین پاسخ می‌دهد:
«مثل احساس یک فرزند پس از سال‌ها دوری از پدر، دلتنگشان هستم. دوست دارم صدایشان را بشنوم، ببوسمشان. توقعی هم از ایشان ندارم ولی دوست دارم دستم را بگیرند. دوست دارم همان‌طور که یک روز فیلم «باشو غریبه کوچک» را ساختند، امروز هم «باشو غریبه بزرگ» را بسازند.»

#تهران #نارمک #کرج #صادقیه #هشتگرد #طالقان٫ #ایران#
گیشا #خزانه #اکباتان #حصارک #دماوند #قیطریه٫امیرآباد #شوش #خزانه #تهران پارس #میدان آزادی٫#
#دانشگاه تهران#دانشگاه علم وصنعت#دانشگاه امیرکبیر#دانشگاه علامه 
دانشگاه آزاد#دانشگاه کاربردی#انشجو#دانشگاه#جنبش#متحد
iran #تهران #ایران #
#ایران  -نه به اعدام  
آری به آزادی وبرابری دگر انديشان 
 #زرتشتی #اقلیت # مسیحی #کلیمی #بلوچ #ارمنی #سنی #شیعه #عرفان_حلقه #دروایش  
#قوچان #بلوچستان #بندرعباس #کرمان #مهاباد #اهواز #اراک  #تهران #کرج #اصفهان #کرمانشاه #شیراز #تبریز #رشت#آبادان #اردبیل #مهاباد #سنندج #زاهدان #ایران #شیراز #تهران  #اصفهان #مشهد #تبریز #قزوين، #تنكابن #ایرانشهر #ساری #خوزستان #دزفول
#استان #دماوند #شهرستان #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه #پردیس #ری #رباط‌کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قرچک 
#ايران #

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر